|
|
تنهام گذاشت سراغ از من نمي گيري گل نازم نمي شناسي صداي کهنه ي سازم نمي دوني مگه اينجا دلم تنگه؟ نمي دوني مگه با غصه دمسازم؟ هواي گريه داره اين دل سردم چشام گريون صدام لرزون تويي دردم شبا تو کوچه ي پر ماتم پاييز به دنبال چراغ خونه مي گردم برات گفتم حديث برگ خشک و باد لالايي قصه ي پروانه و شمشاد سراغ از من نمي گيري نگير اما فراموشم نکن پروانه ي زيبا سرود بي وفايي رو چرا خوندي؟ مگه لالايي هامو برده اي از ياد؟ نذار يادت بره پروانه ي زيباي من روزي شده قلبي اسير خونه ي غم ها........ کاش میتونستم فریاد بزنم ...با تمام وجود.....با تمام عشق..با تمام احساس....و فقط یه چیزی بگم...و باد اونا به گوش اون برسونه...فقط بگم... دوستت دارم...عشق رفته با عشق....تقدیم به او که خود میداند...
او که در تنهاترین لحظه ها تنهایم گذاشت...ولی خاطراتش را جا گذاشت..... |
|